نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۸ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

شکن زلف باز خواهی کرد

بر مه از شب طراز خواهی کرد

روزه داریم، رخ بپوش، ارنه

روز بر ما دراز خواهی کرد

راست کردی ز ابروان محراب

می نماید، نماز خواهی کرد

به گدایی به کویت آیم، لیک

در به رویم فراز خواهی کرد

کشمت جور و گویمت که مکن

گرچه صد بار بازخواهی کرد

کار خسرو ز دست شد وقت است

گر زقلم احتراز خواهی کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی می‌پردازد. گوینده به محبوب خود اشاره می‌کند که با زلف‌هایش و زیبایی‌اش قلب او را می‌رباید. او به این موضوع می‌پردازد که محبوبش باید از زیبایی‌اش به جا و با احتیاط استفاده کند و به او یادآوری می‌کند که نباید با زیبایی‌اش دردی را بر او تحمیل کند. در نهایت، او به ناامیدی و احساس محرومیتی اشاره می‌کند که از این فاصله به دست آورده است.