شمارهٔ ۵۱ - حسن تعلیل امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
جانب سایه شده مردم روان
سایه به دنباله مردم دوان
پرده نشین گشت فلک سوبسوی
با همه زالی شد پوشیده روی
از سم اسپش که زمین کرد چاک
خاک پر از مه شد و مه پر ز خاک
دیدن او را کله افگند ماه
بلکه فتادش گرء، دیدن کلاه
خواست که پیشش ز سپهر برین
ماه فرود آید و بوسد زمین
سوی فلک رفت زمیدانش گرد
هم به فلک ماه زمین بوس کرد
اوج معانی نه به مقدار طبع
بلکه گذشته ز سماوات سبع
رفت زمین را چو حجاب از میان
گشت پدید از تهٔ آب آسمان
بس که زمین رفت ز همراهیش
گاو زمین شد خورش ماهیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به توصیف زیباییهای طبیعت و تأثیر آن بر انسانها میپردازد. سایه مردم در حال حرکت است و به دنبال آنها میآید. آسمان مانند پردهای تیره و پوشیده است. در اثر حرکت اسب، زمین دچار تغییر میشود و مه و خاک در هم میآمیزند. ماه به تماشای این صحنه میآید و دوست دارد به زمین بیفتد و آن را ببوسد. در نهایت، زمین و ماه به نوعی در هم تنیده میشوند و زیباییهای آنها در هم میپیچد. این توضیحات، نشاندهندهٔ ارتباط عمیق انسان با طبیعت و زیباییهای آن است.