نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ - قلب امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

تا به سریر عرب آن جم نشست

رعب عرب بر همه عالم نشست

فتنهٔ چشم آمده زان سو مدام

تیغ زبان خفته میان نیام

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات، شاعر به نشستن یک جسم (شاید یک شخصیت مهم یا پادشاه) بر روی تخت عرب اشاره می‌کند که باعث ایجاد رعب و وحشت در میان مردم جهان می‌شود. فتنه و آشفتگی از طرفی به چشم می‌آید و از طرف دیگر، تیغ زبان به‌طور پنهانی خفته و آمادهٔ حرکت است. به‌عبارت دیگر، حضور این شخصیت بر اوضاع کلی تأثیر منفی گذاشته و موقعیت‌های خطرناکی را ایجاد کرده است.