نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۵ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

باد و گیسوی سیاه عنبری

آمدی در صورت پیغمبری

شرح اسماء و صفات خویش را

خوانده‌ای بر جمله از جان آفری

بر همه اسرار غیب الغیب را

کردهٔ روشن چو ماه و مشتری

قبله موجود و واجب آمدی

می‌کنی جان را به جانان رهبری

انبیا و اولیا در راه دین

حلقه در گوش تواند از چاکری

گر نبودی تو نبودی عرش و فرش

نه ملک بودی نه آدم نه پری

کوهیا نعت نبی گفتی به نظم

ختم شد بر تو کمال شاعری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و عظمت پیامبر اسلام و نقش او در هدایت انسان‌هاست. شاعر از صفات و ویژگی‌های بارز پیامبر سخن می‌گوید و او را به عنوان مرجع و قطب وجود معرفی می‌کند. او تصریح می‌کند که بدون پیامبر، هیچ چیزی وجود نداشت؛ نه آسمان و زمین، نه مخلوقات. همچنین شاعر با اشاره به شاعران دیگر، مقام والای پیامبر را در پایان شعر به تصویر می‌کشد.