شمارهٔ ۳ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جان ها فدای دیدن دیدار بوالوفا
کردند انبیا همه در کار بوالوفا
دانسته اند قصه الله اشتری
چون یوسفند در سر بازار بوالوفا
حق در وفای بنده مدارا کند بسی
ناید ز بی وفائی ما عار بوالوفا
شب تا بروز ناله وافغان آه ماست
چون بلبلان مست بگلزار بوالوفا
مهر و وفاست کار خداوند لاینام
بنگر شبی بدیده دیدار بوالوفا
در ذره ذره بین رخ او را در آفتاب
کوهی مباش غافل از اسرار بوالوفا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و ارتباط میان خدا و مخلوقات اشاره دارد. شاعر میگوید که انبیا (پیامبران) همه فدای دیدار خداوند شدهاند و داستان عشق الهی را درک کردهاند. او بیان میکند که خداوند با بندگانش مدارا میکند و باید از بیوفایی خود شرمنده باشند. شبها تا روزها ناله و آه عاشقان ادامه دارد، همانطور که بلبلان در باغ بوی گل سرشار از عشق میخوانند. در نهایت، شاعر توصیه میکند که در هر ذرهای از وجودمان به تجلی خداوند توجه کنیم و غافل از اسرار عشق الهی نباشیم.