شمارهٔ ۳۲ کوهی
کوهی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رندی و شب روی به دو عالم چکار ماست
شکرخدا که دلبر عیار یار ماست
در شام زلف یار چه احیا کنیم شب
گوید بروز وصل که شب زنده دار ماست
بر ما چو خضر شد صفت و ذات و اسم و فعل
شد امن دل که ذات حقیقت حصار ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات از شاعر به موضوع عشق و معشوق میپردازد. شاعر به زیبایی و قدرت دلبرش اشاره میکند و میگوید که شب و روز او فقط به خاطر یار است. در این شعر از شب و زلف معشوق صحبت میشود و به اهمیت وصال و زندهداری در عشق اشاره میشود. همچنین، او به حفظ امنیت دل و حقیقت وجود اشاره میکند و میگوید که وجود حقیقی او مانند حفاظی برای دلش است.