نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

برای آنکه ظاهر گردد اسما

تجلی می کند حضرت باشیا

بجز ذات و صفاتش نیست موجود

من و اوئیم با هم هر دو تنها

منم خال سیاه روی ماهش

میان چین زلفین مسما

جز او معروف و عارف گونه بینی

یکی بنمایدت اسم مسما

دو عالم از وجود اوست موجود

چو ماه از مهر و خار از سنگ خارا

ز تقلیب ظهور آن ذات شارح

گهی پنهان نماید گاه پیدا

ز غیر خود تبرا در ازل کرد

بوصل خویشتن دارد تولا

منزه باشد او از نفی و اثبات

چه حاصل شد بگو از لا و الا

بیاد قد او از خویش انسان

چو حرف اولین میباش یکتا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجلی و ظهور خداوند می‌پردازد و به رابطه خاص انسان با او اشاره دارد. شاعر توضیح می‌دهد که وجود تمام مخلوقات از وجود خدا نشأت می‌گیرد و جز او چیزی وجود ندارد. او خود را به عنوان جزئی از وجود خدا می‌بیند و می‌گوید که همه چیز تنها از آن واحد پدید می‌آید. همچنین به مفهوم وحدت وجود و دوری از نفع و اثبات اشاره کرده و یادآور می‌شود که خداوند فراتر از کلمات و تعاریف است و انسان باید به یکتایی او توجه کند.