نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ریخت خونم که این شراب من است

سوخت جانم که این کباب من است

چونکه چشمش خراب و مستم دید

گفت کاین بیخود و خراب من است

چونکه در بوته غمم بگداخت

گفت در زیر لب که آب من است

چون در آن آب روی خود را دید

گفت کاین عکس آفتاب من است

کرد با عکس روی خویش خطاب

یعنی این مظهرخطاب من است

گفت با تو عتاب ها دارم

گر ترا طاقت عتاب من است

آنچه پرسی ازو جواب شنید

گفت سایل که این جواب من است

مهر رویش بمغربی میگفت

پرتو ذات تو حجاب من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل حاکی از عشق و دلدادگی عمیق شاعر است. شاعر از احساسات خویش نسبت به معشوق سخن می‌گوید و به توصیف حالت‌های روحی و جسمی خود در برابر محبوب می‌پردازد. او خون و جان خود را به شراب و کباب تشبیه می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه معشوق با نگاهش او را مجذوب و خراب کرده است. شاعر به زیبایی و تأثیر عمیق محبوب بر روح و وجود خود اشاره می‌کند و احساس عتاب و درگیری درونی‌اش را بیان می‌دارد. در نهایت، شاعر عشق خود را همچون نوری می‌بیند که ابهت و عظمت معشوق را نمی‌توان پنهان کرد.