نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ شمس مغربی

شمس مغربی / غزلیات از منبعی دیگر / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی

ارحنی ساعه عنی و عن قیدی و اطلاقی

به جام صرف توحیدم بدان سان محو کن از خود

که از فانی شوم فانی و با باقی شوم باقی

و اشربنی حمیاه بکاس من محیاه

واعطرنی بریاه و ذوق اهل اذواقی

شراب ناب توحیدم تواند وارهانیدن

ز دست شرک و کفر و دین و سالوسی و زراقی

ولا تسالنی عن فضلی وعن جمعی و عن وصلی

و عن فقدی و عن وجدی و عن حالات اشواقی

تویی چون فصل و وصل من، تویی چون فرق و جمع من

تویی چون فقد و وجد من بل از من هم تو مشتاقی

اما تنظر الی حالی اما تنظر الی بالی

اما تنظر الی ذاتی و اسمایی و اخلاقی

تویی از دیده عشاق ناظر در پری رویان

که حسن جمله خوبان و نور چشم عشاقی

ندانم مغربی خود کیست کو پیوسته می گوید

انا الشمس التی طلعت و هذا نور اشراقی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر درخواست می‌کند که معشوق (سمبل توحید) به او کمک کند تا از قید و بندهای worldly رها شود. او خواستار "شراب ناب توحید" است که می‌تواند او را از شرک، کفر و سایر مشکلات رها سازد. شاعر به عشق و اشتیاق خود اشاره می‌کند و می‌گوید که معشوق همواره در حال نظاره است و از حال او آگاه است. او به ارتباطی عمیق بین عشق و معشوق اشاره می‌کند و در نهایت، خود را با خورشیدی که می‌تابد و نور می‌آورد، مقایسه می‌کند. این شعر نشان‌دهنده عطش عارفانه شاعر برای رسیدن به حقیقت و رهایی از دنیا است.