شمارهٔ ۷ مهستی گنجوی
مهستی گنجوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
از من طمع وصال داری
الحق هوس محال داری
وصلم نتوان به خواب دیدن
این چیست که در خیال داری
جائی که صبا گذر ندارد
آیا تو کجا مجال داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات بیان میکند که طرف مقابلش آرزوی وصال و نزدیکی به او را دارد، ولی این آرزو محال و غیرممکن است. او تأکید میکند که نمیتوان وصال را حتی در خواب نیز دید و به طرف مقابل میگوید که در جایی که نسیمی (صبا) نمیوزد، چگونه میتواند امیدی به وصال داشته باشد. به عبارتی، شاعر میخواهد بگوید که این خواسته، غیرقابل دسترسی است.