شمارهٔ ۱۴۹ مهستی گنجوی
مهستی گنجوی / رباعیات «نسخهٔ دوم» / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
هرگز کامم ز خفت و خوابم ندهی
شب با تو سخن کنم جوابم ندهی
من تشنه لب و تو خضر وقتم گوئی
از بهر خدا چه شد که آبم ندهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که او را ترک نکند و به گفتگو بپردازد. او احساس تشنگی و نیاز به محبت دارد و به معشوق میگوید که مانند خضر، که سمبلی از زندگی و امید است، باید به او نیکی کند و محبتش را دریغ نکند. شاعر از معشوق میخواهد که به جای بیتفاوتی، به او توجه و محبت کند.