نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ منوچهری

منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیل مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن مکفوف محذوف)

الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست

نه ابرست و نه خورشید، نه بادست و نه گردست

بیار ای بت کشمیر، شراب کهن پیر

بده پر و تهی گیر که مان ننگ و نبردست

از آن باده که زردست و نزارست ولیکن

نه از عشق نزارست و نه از محنت زردست

به جان اندر قوتست و به مغز اندر مشکست

به چشم اندرنورست و به روی اندر، وردست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به وصف حالتی از صبح می‌پردازد که نه سرد و نه گرم است و نه تحت تأثیر ابر یا خورشید قرار دارد. شاعر از معشوق خود می‌خواهد که شراب کهنه‌ای بیاورد تا از آن بنوشند و بر درد و ننگ خود فائق آیند. باده‌ای که گرچه زرد و نزار است، اما از عشق و رنج خالی است. این شراب قوت و انرژی به جان می‌دهد، خوشبوست و نورانی به چشم می‌خورد. در کل، شعر به لذت از لحظه‌ای خاص و فرار از رنج‌ها می‌پردازد.