قصاید و قطعات — دیوان اشعار منوچهری
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — غرابا مزن بیشتر زین نعیقا
- شمارهٔ ۳ — چو از زلف شب باز شد تابها
- شمارهٔ ۷ — در خمار می دوشینم ای نیک حبیب
- شمارهٔ ۸ — آمد شب و از خواب مرا رنج و عذابست
- شمارهٔ ۵ — ای با عدوی ما گذرنده ز کوی ما
- شمارهٔ ۶ — دوستان! وقت عصیرست و کباب
- شمارهٔ ۲ — همیریزد میان باغ، لؤلؤها به زنبرها
- شمارهٔ ۱ - در صفت بهار و مدح ابوالحسن — نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا
- شمارهٔ ۱۴ — می بر کف من نه که طرب را سبب اینست
- شمارهٔ ۱۱ — چرخست ولیکن نه درو طالع نحسست
- شمارهٔ ۱۵ — این قصر خجسته که بنا کردهای امسال
- شمارهٔ ۱۰ — الا وقت صبوحست، نه گرمست و نه سردست
- شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — ای ترک ترا با دل احرار چه کارست
- شمارهٔ ۱۲ — سپیدهدم که وقت کار عامست
- شمارهٔ ۱۶ - در وصف نوروز و مدح خواجه ابوالحسن بن حسن — روزی بس خرمست، می گیر از بامداد
- شمارهٔ ۱۳ - در وصف خزان و مدح احمدبن عبدالصمد وزیر سلطان مسعود — الْمِنَّةُ لِلّٰه که این ماهِ خزانست
- شمارهٔ ۱۹ — جز به چشم عظمت هر که درو در نگرد
- شمارهٔ ۱۸ — به فال نیک و به روز مبارک شنبد
- شمارهٔ ۲۳ - در وصف نوروز و مدح خواجه احمدبن عبدالصمد وزیر — نوروز روز خرمی بیعدد بود
- شمارهٔ ۲۴ — آمد ای سید احرار! شب جشن سده
- شمارهٔ ۲۱ - در مدح خواجه احمد وزیر سلطان مسعود غزنوی — ابر آذاری چمنها را پر از حورا کند
- شمارهٔ ۲۲ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — دلم ای دوست تو دانی که هوای توکند
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح ابوحرب بختیار — ساقی بیا که امشب ساقی به کار باشد
- شمارهٔ ۲۰ - در وصف بهار و مدح فضل بن محمد حسینی — وقت بهارست و وقت ورد مورد
- شمارهٔ ۳۰ — با رخت ای دلبر عیار یار
- شمارهٔ ۳۱ — به دهقان کدیور گفت انگور
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — صنما بی تو دلم هیچ شکیبا نشود
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — ابر آذاری برآمد از کران کوهسار
- شمارهٔ ۲۹ - در وصف بهار و مدح خواجه علیبن محمد — هنگام بهارست و جهان چون بت فرخار
- شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار و مدح خواجه طاهر — باد نوروزی همی در بوستان سامر شود
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — بر لشکر زمستان نوروز نامدار
- شمارهٔ ۳۲ - در تهنیت نوروز و مدح خواجه ابوالقاسم کثیر — نوروز فرخ آمد و نغز آمد و هژیر
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — عاشقا رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح اسپهبد — بینی آن ترکی که او چون برزند بر چنگ، چنگ
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح خواجه ابوالعباس — بیار ساقی زرین نبید و سیمین کاس
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — ای خداوند خراسان و شهنشاه عراق
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — سمنبوی آن سر زلفش که مشکین کرد آفاقش
- شمارهٔ ۳۳ - در وصف بهار و مدح شهریار — نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
- شمارهٔ ۴۰ — نوبهار از خوید و گلآراست گیتی رنگ رنگ
- شمارهٔ ۳۵ - در مدح خواجه احمد عبدالصمد وزیر سلطان مسعود — آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز
- شمارهٔ ۴۶ — ای دل چو هست حاصل کار جهان عدم
- شمارهٔ ۴۳ — می ده پسرا! برگل، گل چون مل و مل چون گل
- شمارهٔ ۴۵ — خیز بترویا! تا مجلس زی سبزه بریم
- شمارهٔ ۴۷ — ای بت زنجیر جعد، ای آفتاب نیکوان
- شمارهٔ ۴۱ — شبی دراز، می سرخ من گرفته به چنگ
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — آمد نوروز ماه با گل سوری به هم
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح وزیر سلطان مسعود غزنوی — الا یا خیمگی! خیمه فروهل
- شمارهٔ ۴۸ - در مدح منوچهربن قابوس — برآمد ز کوه ابر مازندران
- شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرماید — ای باده! فدای تو همه جان و تن من
- شمارهٔ ۵۴ - در مدح شهریار — رسم بهمن گیر و از نو تازه کن بهمنجنه
- شمارهٔ ۵۲ - در شکایت از حسودان و دشمنان خود میفرماید — حاسدان بر من حسد کردند و من فردم چنین
- شمارهٔ ۵۵ - در شکرگزاری عید و مدح خواجه محمد — ماه رمضان رفت و مرا رفتن او به
- شمارهٔ ۵۳ — فغان ازین غراب بین و وای او
- شمارهٔ ۵۶ - در وصف جشن مهرگان و مدح ابوحرب بختیار — برخیز هان ای جاریه، می در فکن در باطیه
- شمارهٔ ۵۰ - در لغز شمع و مدح حکیم عنصری — ای نهاده بر میان فرق جان خویشتن
- شمارهٔ ۵۱ - در مدح علیبن محمد — شبی گیسو فروهشته به دامن
- شمارهٔ ۵۸ — خوشا قدح نبیذ بوشنجه
- شمارهٔ ۵۷ — نبیذ پیش من آمد به شاطی برکه
- شمارهٔ ۶۰ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — ای لعبت حصاری، شغلی دگر نداری
- شمارهٔ ۶۱ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — خواهم که بدانم من جانا که چه خوداری
- شمارهٔ ۶۴ - در صنعت «جمع و تقسیم» و مدح فرماید — بزن ای ترک آهو چشم آهو از سر تیری
- شمارهٔ ۶۲ - در وصف نوروز و مدح (ملک محمد) قصری — نوروز درآمد ای منوچهری
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح خواجه طاهر — بینی آن بیجاده عارض لعبت حمری قبای
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح شیخ العمید(ابوسهل زوزنی) — چنین خواندم امروز در دفتری
- شمارهٔ ۷۲ - در مدح ابوالحسن عمرانی — صنما! گرد سرم چند همیگردانی
- شمارهٔ ۶۸ - در مدح فضل بن محمد حسینی — به نام خداوند یزدان اعلی
- شمارهٔ ۷۰ - در وصف بهار و مدح ابو حرب بختیار محمد — نوروز، روزگار مجدد کند همی
- شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علیبن موسی — رفت سرما و بهار آمد چون طاووسی
- شمارهٔ ۶۵ — بساز چنگ و بیاور دوبیتی و رجزی
- شمارهٔ ۶۹ — نوروز برنگاشت به صحرا به مشک و می
- شمارهٔ ۶۷ - در شرح شکایت — گاه توبه کردن آمد از مدایح و ز هجی
- شمارهٔ ۷۱ - درمدح علیبن عمران — جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی
- شمارهٔ ۷۸ — گرفتمت که رسیدی بدانچه میطلبی
- شمارهٔ ۷۹ — نوای تو ای خوب ترک نوآیین
- شمارهٔ ۷۶ - در وصف بهار و مدح میرکامگار — اندر آمد نوبهاری چون مهی
- شمارهٔ ۷۴ - در مدح فضلبن محمد حسینی — یکی سخنت بگویم گر از رهی شنوی
- شمارهٔ ۷۵ - در وصف اسب و مدح شهریار — آفرین زان مرکب شبدیز فعل رخش خوی
- شمارهٔ ۷۷ - در مدح سلطان مسعود غزنوی — ای ترک من امروز نگویی به کجایی
- شمارهٔ ۷۳ - در مدح خواجه ابوسهل زوزنی — نوروز روزگار نشاطست و ایمنی