نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ منوچهری

منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سپیده‌دم که وقت کار عامست

نبیذ غارجی رسم کرامست

مرا ده ساقیا جام نخستین

که من مخمورم و میلم به جامست

ولیکن لختکی باریکتر ده

نبیذ یکمنی دادن کدامست

نماز بامدادان کرد باید

سه جام یکمنی خوردن حرامست

چو وام ایزدی بنهاده باشم

مرا ده ساتگینی بر تو وامست

چنانکه باز نشناسد امامم

رکوعم را رکوعست ار قیامست

خوشا جام میا، خوشا صبوحا

خوشا کاین ماهرو ما را غلامست

دو زلفش دو شب و دو خال مشکین

ظلام اندر ظلام اندر ظلامست

صبوح از دست آن ساقی صبوحست

مدام از دست آن دلبر مدامست

غلام و جام می را دوست دارم

نه جای طعنه و جای ملامست

همی‌دانم که این هر دو حرامند

ولیکن این خوشیها در حرامست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر درباره لذت‌های زندگی، به ویژه نوشیدن شراب و عشق می‌پردازد. شاعر در اوایل روز به ساقی درخواست می‌کند تا برایش جام نخستین را بیاورد، زیرا او مخمور است و به شراب علاقه‌مند. او به کنایه به حرام بودن برخی از این لذت‌ها اشاره می‌کند، اما همچنان خوشی‌ها را در این امور می‌بیند. زیبا توصیف می‌کند که چگونه زلف و زیبایی محبوبش او را شگفت‌زده کرده و رابطه‌اش با می و محبوبش، با وجود علم به حرام بودن، برایش شیرین است. نهایتاً، شاعر با وجود آگاهی از ممنوعیت‌ها، بر لذت‌های این دنیا تاکید دارد.