شمارهٔ ۴۰ منوچهری
منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نوبهار از خوید و گلآراست گیتی رنگ رنگ
ارغوانی گشت خاک و پرنیانی گشت سنگ
گل شکفت و لاله بنمود از نقاب سرخ روی
آن ز عنبر برد بوی و این ز گوهر برد رنگ
شاخ بادام از شکوفه لعبتی شد آزری
جامهای می گرفته برگها هر سو به چنگ
ابر شد نقاش چین و باد شد عطار روم
باغ شد ایوان نور و راغ شد دریای گنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و شکوفایی بهار است. در آن توصیف میشود که طبیعت با رنگها و عطرهای مختلف زنده میشود. گلها و لالهها در حال شکفتن هستند و شکوفههای بادام زیبایی خاصی به محیط میبخشند. همچنین، آمده است که ابرها به عنوان نقاش و باد به عنوان عطار، جلوههای زیبایی را به باغها و فضای طبیعت میدهند. این بیتها نشاندهنده شور و شوق بهار و تغییرات فوقالعاده آن در طبیعت هستند.