نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابوالحسن بن علی‌بن موسی منوچهری

منوچهری دامغانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

رفت سرما و بهار آمد چون طاووسی

به سوی سبزه برون آمد هر محبوسی

هر زمان نوحه کند فاخته، چون نوحه‌گری

هر زمان کبک همی‌تازد، چون جاسوسی

بر سر سرو زند پردهٔ عشاق، تذرو

ورشان نای زند، بر سر هر مغروسی

بر زند نارو، بر سرو سهی «سرو سهی»

بر زند بلبل بر تارک گل قالوسی

دم هر طوطیکی چون ورق سوسن تر

باز چون دستهٔ سوسن دم هر طاووسی

به سحرگاهان، ناگاهان آواز کلنگ

راست چون غیو کند صفدر در کردوسی

چون صفیری بزند کبک دری در هزمان

بزند لقلق بر کنگره بر، ناقوسی

رعد، پنداری طبال همی طبل زند

بر در بوالحسن بن علی بن موسی

آن رئیس رؤسای عرب و آن عجم

که همی‌ماند بر تخت چو کیکاووسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

با آمدن بهار، طبیعت جان تازه‌ای می‌گیرد و همه‌ی موجودات به زندگی و شادی بازمی‌گردند. پرنده‌ها آواز می‌خوانند و زیبایی‌ها به اوج می‌رسد. فاخته و کبک هر کدام با صدای خود نوای زندگی را به گوش می‌رسانند. درختان و گل‌ها نیز بر زیبایی‌های خود می‌افزایند. در این بین، صداهای مختلفی از دور به گوش می‌رسند که فضای بهار را پر از نشاط و خوشی می‌کنند. در نهایت، این بهار و سرزندگی به یاد بزرگانی مثل بوالحسن و کیکاووس می‌افتد که در تاریخ ماندگار شده‌اند.