بخش ۴۱ - کشته شدن خرد و وتراسرا نیز و چهارده هزار دیو از دست رام ملا مسیح
ملا مسیح پانیپتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
غریوان بر ارابه خر به پیکار
روان شد همچو توپ صاعقه بار
نمایان از ارابه بیرق او
چه بیرق، بادبان زورق ا و
دو خر با لشکر از حد عدد بیش
هراول گشت در فوج بد اندیش
ز یکسو بر سراپا فوج چون تاخت
تو گویی چرخ را خواهد برانداخت
ز بس برخاست گرد گیتی اندای
زمین را شاخ گاو چرخ شد جای
سپرده رام سیتا را به لچمن
چو خور تنها زده بر قلب دشمن
ز شست تیر دلدوز آن صف آرا
قفس می کرد مرغان هوا را
به هر تیرش هزاران دیو نخ جیر
بدینسان زد به دیوان چارده تیر
چو خر دانست کز تیر آشکارا
دو خر را کشت رام و ترسرا را
به قصد رام آمد تند چون باد
اجل خود صید را آرد به صیاد
رسولی بود هر یک بیلک رام
که می داد از زبان مرگ پیغام
ز عکس کرگسان چرخ پرواز
شده روی زمین چون سینۀ باز
چوتیری کش کشاد آن شرزه از شست
به فرق دیو برق خرد بشکست
پس از برق ارابه شد نگون فرق
شکست بادبان کشتی کند غرق
چو خر را کشت جمشید عدو بند
گریزان برد از و جان دیوکی چند
شده همراه خواهر پیش راون
به لنکا داد خواه از رام و لچمن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غریوان با ارابهای که دو خر میکشید، به جنگ رفت. او به سرعت مانند صاعقه به سمت دشمن جنگید و پرچم خود را به اهتزاز درآورد. لشکر او با قدرت و سرعت حیرتانگیزی به دشمن حمله کرد و ترسی بزرگ را در میان آنها ایجاد کرد. غریوان سیتا را به لچمن سپرد و خود به جنگ ادامه داد. او با تیرهایش دشمنان را به راحتی میکشت و به هر تیرش هزاران دشمن را از پا در میآورد. در نهایت، با استفاده از مهارتهایش، دشمنان را شکست داد و بر ویرانههای آنها پیروز شد. پس از آن، همراه خواهرش به لنکا رفت و خواستهاش را از رام و لچمن مطرح کرد.