نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۸۷ - تسلّی دادن ترجتا سیتا را ملا مسیح

ملا مسیح پانی‌پتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو سیتا بر هلاک خود برآشفت

تسلّی را به گوشش ترجتا گفت

همانا اندرجت گرفیل زور است

چو در خورشید حیران موش کور است

بر آن کس ذره خود کی دست یابد

که دستش پنجۀ خورشید تابد

مخور غم ز آنچه دیدی و شنیدی

طلسمی بود جادویی که دیدی

وگرنه رام و لچمن را به میدان

کم از زالی بود صد پور دستان

شود رام از هزاران بند آزاد

به صد افسون نماند در قفس باد

اگر چه مار جادو بی شمار است

عصای موس وی سر کوب مار است

نیابد عنکبوت از ما قدم رام

به نازش پای پیلان کی شود رام ؟

اگر صرصر بر اندازد جهان را

نیارد کشت شمع آسمان را

نباشد رام را از دشمنان باک

شود خود کشته زهر از بوی تریاک

تو ای نامهربان بر خود مشو زار

مکش خود را پی ناکشته دلدار

پری زان دیو زن گردید ممنون

که بر افعی گزیده خواند افسون

کزین مژده دهانت پر شکر باد

به مرگم زندگانی می دهی یاد

تو ای عیسی نفس دادی مرا جان

هزاران جان شیرین بر تو قربان

دلش گفتا که دلبر ناقتیل است

حیات تو حیاتش را دلیل است

ترا از زندگانی هست مایه

بدین بی جان زید بی شخص سایه

وگر روحش تویی، او هست قالب

بحمدالله کشد روز تو هم شب

چنین بهر نجات از غرق هر بار

زدی دست سبب در هر خس و خار

ز عشق آمد ندا کین رمز دریاب

نمیرد عاشق از کشتن چو سیماب

شنید از هاتف عشق این بشارت

به آب دیده نو کرده طهارت

همه تن شد جبین سجده شکر

ارم کرده زمین سجده شکر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سیتا از وضعیت ناگواری که در آن قرار دارد، نگران و ناراحت می‌شود. تسلی‌دهنده‌ای به او می‌گوید که غم نخور و نگران نباش، زیرا آنچه دیده و شنیده، تنها یک طلسم جادوئی است و واقعیت نیست. او به سیتا یادآوری می‌کند که اگر عشق واقعی باشد، نمی‌تواند در قفس درد و مشکل بماند و همیشه راهی برای رهایی وجود دارد. همچنین، نویسنده به قدرت عشق و تاثیر آن بر زندگی انسان‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که عشق می‌تواند جان تازه‌ای ببخشد و انسان را از چنگ مسائل و مشکلات رها کند. در نهایت، احساس شکرگزاری و سجده بر نعمت‌های عشق و زندگی به تصویر کشیده می‌شود.