شمارهٔ ۱۱۳ - مدیح محمود بن ابراهیم مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
مهرگان مهربان باز آمد و عصر عصیر
کنج باغ و بوستان را کرد غارت ماه تیر
بدره بدره زریابی زیر پای هر درخت
توده توده سیم بینی در کنار هر غدیر
از فراق نوبهاران در دل نارست نار
وز غم هجران لاله روی آبی چون زریر
مهرگان آمد بیارای مهرجان آن مهر جام
زیر بلبل را گسستند ای پسر بربند زیر
گر بپژمرده است گل در بوستانها باک نیست
دولت سامی سیفی سال و مه بادا نضیر
میر محمود بن ابراهیم سلطان جهان
آن ظهیر دولت و یزدانش او را هم ظهیر
آن امیر بن الامیر بن الامیر بن الامیر
آنکه او را هست ازعقل و خرد سیصد وزیر
آنکه عز و جاه او را هست از خورشید تاج
وآنکه صدر ملک او را همت از گردون سریر
از جلالت کس نبینم پیش قدر او بزرگ
وز تواضع کس نبینم پیش چشم او صغیر
ای دو دیده شاه عالم ای شه هندوستان
کامگار و شهریار و شاه بند و شاه گیر
سال و مه خورشید بادا پیش جان تو سپر
پشت حاسد چون کمان و در دل بدخواه تیر
مهرگان فرخ آمد بگذران صد مهرگان
در سرور و در سریر و درختور و درختیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مهرگان، جشن مهر و دوستی، دوباره به زمین بازگشته و باغها و بوستانها را از زیبایی پر کرده است. در این روزها، درختان و گلها به یاد میآیند و با زیبایی خود به استقبال میهمانی این فصل میروند. در همین حال، وصفی از عظمت میر محمود بن ابراهیم، سلطان زمان، که با عقل و قدرتش مانند خورشید درخشیده، آورده شده است. او نماینده بزرگی و تواضع است و با دقت بر امور مملکت نظارت دارد. در این جشن، آرزوی خوشبختی و موفقیت برای او و کشورش بیان میشود. از مهرگان یاد میشود که همواره در شادی و سرور باشد و از بدخواهیها در امان بماند.