نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ - هم در ثنای او مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رأی مجلس کرد رای شهریار

پادشاه تاج بخش تاجدار

سیف دولت شاه محمود آنکه شد

مجلس او آسمان افتخار

ای خداوند خداوندان دهر

هم توانا خسروی هم بردبار

مر فلک را رأی تو مهر منیر

مر زمین را کف تو ابر بهار

باغ ملک از کف تو خلد نعیم

جای عدل از رای تو دارالقرار

تیغ تو ناریست اندر رزمگاه

تیر تو بادیست اندر کارزار

جسم بدخواهان بود این را حطب

جان بی دینان بود آن را شکار

طبع تو در علم دریای دمان

کف تو در جود ابر تندبار

تیرهای تو چو کردند از خدنگ

گشت چوب او به بیشه پرنگار

مملکت را این چنین آرد به کف

هر کرا نعمت دهد پروردگار

پادشاهی را چنین گیرد به دست

هر کرا اقبال باشد پیشکار

خسروا بستان ز حور نوش لب

باده رنگین لعل خوشگوار

تا همی پاید زمین و آسمان

تا بود آن را مدار این را قرار

چون زمین و آسمان بادی مدام

بر زمانه پایدار و کامگار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش پادشاهی به نام شاه محمود و قدرت و عدالت او می‌پردازد. شاعر از رأی مجلس و تدبیر شاه به عنوان نشانه‌های عظمت و افتخار یاد می‌کند و خداوند را به عنوان نیرویی توانا و بردبار معرفی می‌کند. شاعر به وصف موفقیت‌های شاه در جنگ‌ها و عدالت او در مملکت‌داری می‌پردازد و تأکید می‌کند که حکمرانی خوب و نعمت‌های الهی با هم مرتبط هستند. همچنین، خیالاتی از ماندگاری زمین و آسمان و پیروزی در کارزارها به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به امید پایداری سلطنت و خوشبختی در دوره حکمرانی او اشاره می‌کند.