شمارهٔ ۱۷۲ - ستایش یکی از بزرگان مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
زهی در بزرگی جهان را شرف
زهی از بزرگان زمان را خلف
نمایی به جود آنچه عیسی به دم
نمایی به رای آنچه موسی به کف
نه با دشمنان تو در آب نم
نه با دوستان تو در نار تف
یکی شربت آب خلافت که خورد
بشد اشکمش همچو پشت کشف
مه از اول مه شود بار ور
به آخر برآیدش عز و شرف
نبینی چو آبستنان هر زمان
فزون گردد او را به رخ بر کلف
به میدان مکن در شجاعت سبق
به مجلس مکن در سخاوت سرف
نباید که خوانند این را جنون
نباید که دانند آن را تلف
کجا دجله مدح تو موج زد
چو بغداد گردد جهان هر طرف
ز بهر معانی چون در تو
همه گوش کردیم همچون صدف
چگونه کنم شکر احسان تو
که ناکرده خدمت بدادی سلف
تو آنی که ارواح ناطق کنی
چو مادر پسر را به لطف و لطف
ستایش کنی مر مرا در سخن
گهر می دهی مر مرا یا خزف
مرا دشمنانند و با تیر من
همه خاکسارند همچون هدف
گر آیند با جنگ من صف زده
بکوشند با من ز بهر صلف
نمایند در چشم من همچنانک
کشیده ز شطرنج بر تخته صف
چگونه بخایم در ایشان رطب
که در حلقشان نیست الاختف
بگیرم سر اژدهای فلک
اگر رای تو گویدم لاتخف
بداری همی در کنف خلق را
جهاندار دارادت اندر کنف
نصیب ولیت از سعادت سرور
نصیب عدوت از شقاوت اسف
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر توصیف بزرگی و شرافت خداوند و مقام انسانهاست. شاعر به ویژگیهای برجسته عیسی و موسی اشاره میکند و به آنها به عنوان نمونههای انسانهای بزرگ نگاه میکند که با جود و رأی خود تاثیرگذار بودهاند. او همچنین بر اهمیت شجاعت و سخاوت تأکید میکند و از اینکه نباید به جنون یا تلف نامیده شود، ابراز نگرانی میکند. شاعر همچنین از محبت و لطفی که از سوی خداوند به او میرسد، میگوید و رابطهاش با دشمنان و دوستانش را به تصویر میکشد. در نهایت، او به قدرت و حکمت الهی اشاره میکند و رویاهایی از سعادت و شقاوت را برای ولی و دشمن ذکر میکند.