شمارهٔ ۲۵۳ - مدح سیف الدوله محمود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آفرین بر دولت محمودیان باد آفرین
کافریدش زآفرین خویشتن جان آفرین
آفرین بر دولتی کش هر زمان گوید خدا
آفرین باد آفرین بر چون تو دولت آفرین
چون نباشد آفرین ایزدی بر دولتی
کش بود سیف دول یاری ده و دولت معین
قطب ملت سیف دین و دولت آن شاهی که هست
دین او عالی چو دولت دولتش صافی چو دین
آنکه در مردی شجاعت باشدش زیر رکاب
وانکه در رادی سخاوت باشدش زیر نگین
خلق و فعل او ستوده حزم و عزم او درست
نظم و نثر او بدیع و رای و لفظ او متین
نیکخواه او ز جودش سرفرازد روز رزم
بدسگال او ز بیمش جان گدازد روز کین
زیر تیر چار پرش قدر و قدرت را مکان
زیر رای چرخ سایش همت و رفعت مکین
پای تختش را نهاده یمن و دولت بر کتف
نام تیغش را نبشته فتح و نصرت بر جبین
گشته یازنده به سوی چتر فرخنده ش فلک
گشته تازنده به زیر سم شبدیزش زمین
هر کجا آن رایت میمون او باشد بود
یسر دولت بر یسار و یمن دولت بر یمین
ماه تابانست گویی با قدح هنگام بزم
شیر غران است گویی با کمان اندر کمین
ماه تابانست لیکن رزمگاه او را فلک
شیر غران لیکن رزمگاه او را عرین
ای خداوندی که گر خورشید بیند مر تو را
از بهار طلعت تابانت گردد شرمگین
تا بود مطرب همیشه همچنین مطرب نشان
تا بود شادی و دولت همچنین شادان نشین
دولتت پاینده باد و ملکت افزاینده باد
صدر تو پاینده باد آمین رب العالمین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش دولت محمودیان پرداخته و از ویژگیهای نیک آن میگوید. شاعر به عظمت دولت، شجاعت و فضایل اخلاقی حاکم، و پیروزیهای او اشاره میکند. او برکت و موفقیت را به دولت نسبت میدهد و از خداوند میخواهد که این دولت همواره پایدار بماند. مثلاً میگوید که دولتی که خدا را میستاید، همیشه در رفاه و پیروزی خواهد بود و حاکم نیکوکار، شجاع و بخشنده است. در کل، این شعر بیانگر آرزو برای تداوم سعادت و موفقیت آن دولت و حاکم است.