نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ترکِ لاله‌رخ بده آن لاله‌گون شراب

تابان ز جامِ چون رخِ لعل از قَصَب نقاب

من گویمی گلاب است آن مِی که می‌دهی

گر هیچ‌گونه گونهٔ گل داردی گلاب

جز دوستیِّ ناب نیابی ز من همی

واجب بوَد که از تو بیابم نَبیدِ ناب

تیره نکردش آتش آن‌گه که آب بود

اکنون که آتش است ضعیفش مکن به آب

آب است و آتش است و ازو شد خراب غم

نشگفت ار آب و آتش جایی کُنَد خراب

آسایش است و خرّمی از آبْ دیده را

این است و زان بلی که کُنَد دیده را به خواب

از لطف بردوید به سر وین شگفت نیست

روح است و روح را سویِ بالا بوَد شتاب

در مغز و طبعم افتاد آتش ز بهرِ آنک

دستِ تو بر نَبید و بلور است و آفتاب

تا ندهی‌ام نَبیدی چون دیدهٔ خروس

باشد به رنگِ روزم چون سینهٔ غُراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی معشوق خود اشاره می‌کند و او را به لاله و شراب تشبیه می‌کند. او از شرابی سخن می‌گوید که معطر و گلابی است و نشان‌دهنده‌ی دوستی ناب است. شاعر بیان می‌کند که آتش و آب به نوعی با هم در ارتباط‌اند و نباید در وجود عشق و دوستی اختلال ایجاد کرد. همچنین، او به آسایش و خرمی ناشی از عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که این عشق روح انسان را به سمت بالا می‌برد. در پایان، شاعر از ایستادگی و ثباتی که عشق به او می‌دهد سخن می‌گوید.