شمارهٔ ۳ مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای نگارین چون تو از خوبان کجاست
نیست کس را آنچه از گیتی تراست
قد و روی و زلف،سرو و ماه مشک
مشک، پیچان، ماه، تابان، سرو،راست
تا مرا مهر تو اندر دل نشست
از دل من بیش مهر کس نخاست
ای نگار از طاعت تو چاره نیست
راست گویی خدمت خسرو علاست
شاه مسعود آفتاب داد و دین
آنکه بر شاهان گیتی پادشاست
از نهیبش ماه با رخسار زرد
وز شکوهش چرخ با پشت دوتاست
خسروان را آب حوضش زمزم است
سرکشان را خاک قصرش کیمیاست
شاه گردون همت گردون محل
خسرو دریا دل دریا عطاست
از بقا و عز و دولت شاد باد
تا به گیتی دولت و عز و بقاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای یک معشوق میپردازد و از ویژگیهای ظاهری او همچون قد و صورت و موهایش صحبت میکند. شاعر عشق و محبت خود را نسبت به معشوق ابراز میکند و میگوید که هیچکس نمیتواند به زیبایی او باشد. او همچنین از مقام و عظمت شاه مسعود یاد میکند که هم قدرت و هم دین را در اختیار دارد و بر دیگر شاهان نیز سلطه دارد. سرانجام شاعر برای بقا و عزت و دولت شاه دعا میکند و آرزو میکند که این صفات در دنیای او پایدار بماند.