شمارهٔ ۱۰۵ - مدیح مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو من جریده اشعار خویش عرض کنم
نخست یابم نام تو بر سر دیوان
سزد که نام من ای نامدار ثبت کنی؟
به کلک غفلت در متن دفتر نسیان
مرا مدار به طبع هنر گران و سبک
که من به سایه سبک هستم و به طبع گران
بجز مراد نکویی نکو مدار که من
بهر نکویی حقم به هر بها ارزان
همیشه تا به جهان خالی و تهی نبود
جواهر از اعراض و عناصر از ارکان
دو حال نیک و بد آرد همی ز هفت فلک
به هفت کوکب در پنج حس و چار ارکان
چو سرو و لاله بناز و چو صبح و باغ بخند
چو مهر و ماه بتاب و چو عقل و روح بمان
خجسته دولت و فرخنده بخت تو همه سال
چو آفتاب منیر و چو نوبهار جوان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار بیان میکند که وقتی نوشتههای خود را ارائه میدهد، نخستین چیزی که باید بیابد نام معشوقش است. او از معشوق میخواهد که نامش را در دیوانش ثبت کند و تأکید میکند که او برای این کار باید از توجه به هنر و سبکهای مختلف بگذرد، زیرا خود را در سایه سبکی نرم و به دور از سنگینی میبیند. شاعر همچنین اشاره میکند که در مورد خوبیها فقط باید به نیکویی بپردازد، چون حق او به خاطر خوبیها کمقیمت نیست. او به تغییرات زندگی و تأثیر سیارات بر سرنوشت انسانها اشاره میکند و امیدوار است که بخت و دولت معشوقش همیشه خوش و خرم باشد، همچون نور آفتاب و زیبایی بهار.