نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوه مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

گرچه پیوسته همه از زر و سیم

گنجها پر کند این کوه کلان

طرف های کمرش برف و یخست

بخل از این بیش نباشد به جهان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این ابیات شاعر اشاره می‌کند که هرچند انسان‌ها دائماً به جمع‌آوری طلا و نقره (گنج) می‌پردازند و این کوه بزرگ از گنجینه‌ها پر است، اما در کنار آن، برف و یخ بر قله‌های آن نشسته است. به این ترتیب، او می‌گوید که در جهان بخل و حرص بر مادیات بیش از این نمی‌تواند وجود داشته باشد.