شمارهٔ ۱۱۶ - بهار نو مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
ملک نو و شاه نو نوروز و بهار نو
هر ساعتی از دولت پیدا شده کار نو
آسوده جهانداری در سایه عیش خوش
پوشیده شهنشاهی از ملک و شعار نو
ای بر تو ثنا کرده تاج زر و تخت زر
پیدا شده در گیتی کار نو و بار نو
لشکر همه او نعمت چشم پرودست پر
و اقبال تو از دولت با دستگزار نو
تا بخت تو شاهی را پیدا شده نو عهدی
با جاه تو دولت را افتاده قرار نو
در باغ شرف رسته از ملک تو شاخ نو
چیده کف اقبالت از نصرت بار نو
رسم است به بار شه خاصه به چنین ملکی
از سعد فلک را هست پیوسته نثار نو
از دولت یار نو آمد به سرای نو
بستان قدح باده بر شادی یار نو
ای شاه جهان آمد با تهنیت ملکت
فرخنده بهار نو با نقش و نگار نو
از ملک و بهار نو گیتی همه خرم شد
خرم زی و رامش کن بر ملک و بهار نو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره ورود بهار و نو شدن طبیعت و همچنین تجلیات خوشبختی و موفقیت در دوران سلطنت شاه جدید است. شاعر به ستایش از شاه پرداخته و خوشحالی از شکوفایی و نعمتهای جدیدی که با بهار و نو شدن ملک به وجود آمده را بیان میکند. همچنین به زیباییهای طبیعی و جشنهایی که در این ایام برپا میشود، اشاره دارد و امیدواری به آیندهای روشن و پر از سعادت و کامیابی را ابراز میکند. در این دوران، همه چیز به لطف خداوند و برکتهای حاکمیت شاه نو به خوبی پیش میرود.