نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷ - حسب الحال مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

مرا بس ز دیوان مرا ز خدمت

خوشا روز بیکاری و وقت عطلت

بر این تیغ کوه گل انبار گویی

چو فغفور بر تختم و فور برکت

چو دولت مهیا بود مر کسی را

اگر او نجوید بجویدش دولت

امامی که بر روزگارست ما را

اگر او ندارد بدادمش مهلت

اگر دولت آید و گر نکبت آید

به نزدیک من هر دو را هست آلت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به احساس خستگی از کار و خدمت اشاره می‌کند و بر لذت روزهای بی‌کاری و استراحت تاکید دارد. او به زیبایی طبیعت و خوشی‌هایی که در زمان آرامش وجود دارد، اشاره می‌کند. همچنین به این نکته پرداخته که اگر شخصی به دنبال موفقیت باشد، باید خود تلاش کند و اگر از جانب خداوند برکت و نعمت برایش برسد، باید قدردان آن باشد. او بر این باور است که چه نعمت و چه سختی، هر دو می‌توانند به انسان درس‌هایی بدهند و او همواره آمادگی پذیرش آن‌ها را دارد.