شمارهٔ ۴ - هجا مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات فعولن
با تو نکال از هجاست زیراک
به جلوه است آن تن تو و ایضا
مست و خراب دوش بخفتی
شد پاره دامن تو و ایضا
واکنون دو رنگ بینم از هار
ریش ملون تو و ایضا
هرگز فر حج ندیدم جز تو
ای روسپی زن تو و ایضا
امروز از این حکایت عیشست
در کوی و برزن تو و ایضا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر اشاره به زیبایی و جذابیت زنانه دارد و شاعر از عشق و جاذبههای آن سخن میگوید. او به جلوهگری و لطافت تن محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که در مستی و شیدایی، محبوبش به خواب رفته است. شاعر از دو رنگی ریش محبوب سخن میگوید و بیان میکند که هرگز در زندگیاش فرح و شادیای چون عشق او ندیده است. در نهایت، پیام شعر به این نکته اشاره دارد که امروز از خوشیهای زندگی در کوی محبوبش لذت میبرد.