شمارهٔ ۴۷ - مرثیه مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
بونصر حسن جوان بمیرد
وز عمر ملالتان نگیرد
رد کرده ترین عالم انگار
آن کس که ورا جوان نمیرد
آن به که خود آدمی نزاید
چون زاد همان زمان بمیرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر حاکی از این است که بونصر حسن، جوانی است که میمیرد و به همین دلیل کسی نباید از عمر خود ناراحت باشد. به نظر میرسد که رد کردن جوانی و مرگ از زندگی، طبیعی است و آن کس که واقعاً جوان نیست، هرگز نمیتواند به خوبی زندگی کند. شاعر میگوید بهتر است که انسانها در همان لحظهای که به دنیا میآیند، بمیرند تا از رنج زندگی در امان باشند.