شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیل مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عجب از دیو پیکری کاو را
دولت آورد نام کرد سروش
خاره خو جثه ایست خاره بدن
خیره کش هیکلی است خیری پوش
قالبی باد خیز خاک آرام
پیکری آب گرد آتش کوش
که تن و پشته پشت و غار دهن
ابر تک برق جوش و رعد خروش
در دهانش دو تا ستون بخرط
در دماغش دو چشمه قیر به جوش
گاه بادش گرفته بر گردن
گاه گردش کشیده در آغوش
بر فکنده جلیل فتح به پشت
بر نهاده سریر ملک به دوش
راست گویی که باد رفتارش
خاستست از دو باد بیزن گوش
اژدهای دهانش بر دشمن
زهر مانند کرده عیش چو نوش
جلف طبعست و تند خو گر چند
هست می خواره و سماع نیوش
نه بساود سرین و گردن او
هیچ جانباز و هیچ عمر فروش
صفت او درست نتوان گفت
کز نهیبش همی نماند هوش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از دیوی بزرگ و هیکلی سخن میگوید که قدرت و نامش از آسمان آمده است. این دیو با جثهای خشن و چهرهای ترسناک توصیف شده و به نظر میرسد که سیمایی برافروخته و آتشین دارد. او ظاهری شگفتانگیز و قدرتی مخوف دارد که دشمنانش را میترساند. شاعر به ویژگیهای او مانند سرعت عمل، طبع تند و ولع او اشاره میکند، و از این میگوید که هرگونه توصیف دقیقی از او ممکن نیست زیرا قدرتش بر هر کسی تاثیر میگذارد و هوش را از سر میبرد.