شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیل مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جای تحسین چو دست مرگ از این
کرد سوی سقر همی تحویل
دهنش گنده بود و رویش زشت
چشم و بینی ببست عزرائیل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیت، شاعر به تحسین میپردازد و از لحظهای صحبت میکند که عزراییل (فرشته مرگ) به سمت جهنم (سقر) میرود. توصیفاتی از ظاهر عزراییل آمده است که نشاندهندهی زشتی و ترسناکی اوست. در واقع، این ابیات به تقدیر و تأمل در بقاء و مرگ میپردازد.