شمارهٔ ۱۲ - مدح حسین طبیب مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مثنویات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مشفق عمرها حسین طبیب
در همه فعلها بدیع و غریب
آنکه در علم طب کند افسوس
بر حکیم بزرگ جالینوس
جد او اصل نیکنامی هاست
هزل او اصل شادکامی هاست
پس به رسمست و نیک شایسته
شاه را بنده ایست بایسته
تندرستی چو در دهان دارد
شه بر او اعتماد جان دارد
نکته گوید بسی چو بازد نرد
اینت زیبا و اینت خوشدل مرد
سهیکی هفت و هشت چون بخورد
دست زی عشرت و نشاط برد
اندر آید برنج و بقره بقو
راست گویی که هست جنس لقو
زود یک پای چست بردارد
راه آیم روم به پیش آرد
در همه حال آشکار و نهان
علم ابدان شناسد و ادیان
خوش ندیمی ست راست باید گفت
همه علمست آشکار و نهفت
عادت او دروغ و بهتان نیست
به گه هزل و جد گران جان نیست
گاه و بیگاه چون طبیب شهست
ظاهر و باطنش حبیب شهست
پای غوری که او تواند کوفت
خرس هرگز چو او نداند کوفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مشفق عمرها حسین طبیب، پزشکی برجسته و متفاوت است که در علم خود بسیار توانا و آگاه است. او به علم طب احترام میگذارد و البته از سنتهای بزرگ پزشکی مانند جالینوس نیز تأثیر پذیرفته است. حسین طبیب نه تنها در علم، بلکه در شادکامی و نیکی نیز سرآمد است. او خدمتگزار شایستهای برای شاه است و در سلامتی او نقش مهمی دارد. این طبیب در گفتار و کردار خود صداقت و راستگویی را حفظ میکند و از دروغ و بیاخلاقی پرهیز دارد. در مجموع، او فردی خوشخوی و دانا است که بر علم بدن و دین مسلط است و به خوبی به دیگران کمک میکند.