شمارهٔ ۲۲ - صفت ماهوک رقاص مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / مثنویات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ماهُوَک در میان چو در گردد
مجلس از خرّمی دگر گردد
طقطق پای او چو برخیزد
شادی و لهو در هم آمیزد
بس نشاطی و مجلسی طیبی است
عیش را و نشاط را سببی است
مادرِ قحبه را نکو خلف است
روسپیزاده را نکو علف است
نرخری گر به پشت مادهخری
بر جهد و افتدش بر او نظری
باز ماند دو دست او از کار
آب گیرد دهانش در شلوار
بوالفضایل بر او نهد دیده
راست چون مردمان نادیده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره شادی و خوشی در یک مجلس است که با ورود فردی خاص به نام ماهوک، جو مجلس تغییر میکند و فضایی از نشاط و سرگرمی حاکم میشود. همچنین به وضعیتهای طنزآمیز و ناپسند اشاره میکند و به نوعی انتقاد از جامعه و رفتارهای نادرست دارد. شاعر با زبانی کنایهآمیز به مشکلات و مسائلی اجتماعی مانند فقر و بدبختی نیز اشاره میکند. در کل، اثر به بیان شادی و غمهای زندگی و تضادهای آن میپردازد.