نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۱ مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

ای طبع بده ور ندهی بستانم

آن مایه که گرد کرده ای من دانم

ای آتش اندیشه چو من درمانم

اندر تو زنم گر نبری فرمانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از طبع خود درخواست می‌کند که اگر نتواند چیزی به او بدهد، دست کم او را درک کند. شاعر می‌گوید که به خوبی می‌داند چه چیزی در دل طبع جمع شده است. او همچنین به آتش اندیشه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که در این حالت، اگر طبع به او فرمان ندهد، او به خود فرمان می‌دهد. در کل، شعر از پیوند اندیشه و طبع و سرنوشت شاعر صحبت می‌کند.