نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ - دی ماه مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / ماههای فارسی / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ماه دی آمد که هوا هر زمان

بارد کافور همی بر جهان

از فلک امروز مؤنث کند

لشکر سرما را باد خزان

باده چون آذر برزین بیار

چاره سرما به جز آن را مدان

بنگر کز دست بتان باده خواست

شاه جهاندار ملک ارسلان

آنکه به دی مه نظر عدل او

کرده جهان را همه چون بوستان

ای ملک از ملک تو و عدل تو

زنده شد اسکندر و نوشیروان

تا همی افلاک بپاید به پای

تا همی ایام بماند بمان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ورود ماه دی و سرمای همراه آن اشاره می‌کند. هوای سرد و بارش برف را توصیف کرده و از باده‌ای یاد می‌کند که مانند آتش است و تنها راه چاره برای مقابله با سرماست. همچنین به قدرت و عدالت پادشاهی اشاره شده که باعث رونق و آرامش در جهان شده و دیگر پادشاهان بزرگ مانند اسکندر و نوشیروان نیز در سایه این عدالت زنده و موفق شده‌اند. شاعر آرزو می‌کند که این دوران خوب و پایدار باقی بماند.