شمارهٔ ۷ - مهر ماه مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / ماههای فارسی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای مه مه مهر و مهر ماه است
بی باده نشستن از گناه است
روز و رخ دوستان سپید است
روی و دل دشمنان سیاه است
سلطان ملک ارسلان مسعود
در ملک به کام نیکخواه است
شاهان همه بندگان اویند
امروز چو او کدام شاه است
کعبه است عزیز و پیشگاهش
یارب چه خجسته پیشگاه است
یکتاست به بندگیش گردون
گر چند به خدمتش دو تاه است
ایوانش نه پیشگاه ایوانش
سرمایه عز و اصل جاه است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش سلطانی به نام ارسلان مسعود میپردازد و بیان میکند که نشستن بینوشیدنی گناه است. روزها و چهره دوستان روشن و زیباست، در حالی که دشمنان چهرهای سیاه دارند. شاعر به مقام و عزت سلطنت او اشاره میکند و میگوید که همه شاهان زیر دست او هستند. همچنین، به اهمیت و عظمت کعبه و پیشگاهی که اورا به خود اختصاص داده، تأکید میکند. در نهایت، او را یکتا و فراتر از دیگران میداند و ایوانش را نماد عزت و قدرت میخواند.