شمارهٔ ۹ - آذر ماه مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / ماههای فارسی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای ماه رسیده ماه آذر
برخیز و بده می چو آذر
آذر بفروز و خانه خوش کن
ز آذر صنما به ماه آذر
گر باغ بماند ساده بی گل
ور شاخ بماند زود بی بر
ملک ملک ارسلان جهان را
چون باغ بهشت کرد یک سر
ای خلق همه ز عدل و جودت
در گیتی ایمن و توانگر
آنی تو که ملک وقف کرده ست
بر نام تو ایزد گروگر
تا هست سپهر و مهر بادت
رتبت ز مه و سپهر برتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به پیشواز ماه آذر و زیباییهای آن میپردازد. شاعر از آذر میخواهد که بگشاید و خوشی و می را به خانهها بیاورد. او به زیبایی باغها و وفور نعمت اشاره میکند و از عدالت و بخشش در زمین سخن میگوید. در نهایت، شاعر از مقام والای کسی که در این دنیا کارهای نیک انجام میدهد و نامش در امانت خداوند است، یاد میکند و برتری او را بر دیگران تأکید میکند.