نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ - صفت یار رنگریز کند مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

رخ زرد کرد آن رخ رنگریز

که بالاش سروست و رخ آفتاب

بشستش پس از رنگ آب دو چشم

که شست آب هجران از آن هر دو خواب

بلی هر چه رنگش کند رنگ ریز

از آن پس بشوید مر او را به آب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت، شاعر درباره زیبایی و جذابیت چهره‌ای صحبت می‌کند که مانند سرو و آفتاب می‌درخشد. او اشاره می‌کند که رنگ و زیبایی آن چهره به قدری فوق‌العاده است که حتی پس از شست‌وشو با آب، همچنان دلنشین و جذاب باقی می‌ماند. این توصیف نشان‌دهنده عمق احساسی و تأثیر عشق و جدایی بر روی زیبایی ظاهری است.