نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ - در حق یار میهمان گوید مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

میزبان کرد مرا دوش بتم

آن گرانمایه تر از در خوشاب

مجلسی داشتم آراسته خوب

از گل و نرگس و سیم و می ناب

چشم او نرگس و رخسارش گل

زنخش سیب و لب لعل شراب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات، به وصف یک میهمانی می‌پردازد که در آن با معشوق خود که بسیار زیباست، دیدار کرده است. او زیبایی معشوق را با گل و نرگس و زیبایی‌های دیگری چون می ناب و لب‌های سرخ شراب مقایسه می‌کند و فضایی دلپذیر و پر از عشق و شادی را توصیف می‌کند.