نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ - در حق حاکم شهری باشد مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

حکم تو بر هر دلی روان شده در شهر

نام تو زین روی شد به حاکم سایر

جور کنی بر من و ز حاکم شهری

جز تو که دید ای نگار حاکم جابر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر بیانگر تأثیر عمیق نام و حکم معشوق بر دل‌ها در شهر است. معشوق به عنوان حاکم اصلی معرفی می‌شود که بر دل‌ها حکم می‌راند، در حالی که دیگر حاکمان نتوانسته‌اند تأثیری مشابه داشته باشند. در عین حال، شاعر از بی‌عدالتی‌ها و سختی‌هایی که از سوی حاکم شهری متحمل می‌شود، شکایت دارد و تنها نجات‌دهنده خود را معشوق می‌داند.