شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفته مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر
قلم چون زر بر کاغذ چون سیم روان
من به امید وصال تو به کردار قلم
لاغر و زرد و نوان گشتم و گریان و دوان
من بسان قلم ار روزی فرمان دهیم
به سر خود چو قلم گردم پیش تو روان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر احساس عمیق خود را نسبت به جدایی از معشوقش بیان میکند. او به هنگام دوری از محبوبش، مانند قلمی زرد و لاغر و گریان میشود. شاعر با امید به وصال معشوق، خود را به قلم تشبیه میکند و ابراز میکند که اگر روزی به او فرمان بدهد، همچون قلم به سوی او روان میشود. این اشعار نشانگر شدت عشق و دلتنگی شاعر است.