شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویش مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
کفر و ایمان شده از زلف و رخت هر دو یقین
اگر آن ظلمت کاندر دل پر ظلمت توست
روز را بودی تاریک شدی روی زمین
وگر آن نور که بر دو رخ نورانی توست
در دلت بودی جای تو بدی خلد برین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد که هم از نظر ظاهری و هم از نظر معنوی دچار تناقض است. او اشاره میکند که زیبایی معشوق موجب کفر و ایمان هر دو میشود. در حالی که دل معشوق تاریک است، زیباییاش میتواند روز را تاریک کند. اما اگر نور و روشنی که در چهرهاش وجود دارد، در دلش نیز باشد، بهشت در وجود او خواهد بود.