شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشد مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
تیغ قهرت چو به وقت اندر دست
رویت از پس چو مهر تابنده
بانگ به وقت چو نفخ صور شده ست
که چو بشنیدمش شدم زنده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساساتی عمیق و قدرت عشق سخن میگوید. او بیان میکند که غضب و خشمش در زمان مشخصی به مانند تیغی در دستش است، و چهره محبوبش همچون خورشید در پس این خشم نمایان میشود. صدا و ندایی که در لحظهای خاص به گوشش میرسد، او را زنده و سرشار از احساس میکند. به طور کلی، مفهوم شعر بیانگر تأثیر عشق و عواطف بر زندگی انسان است.