شمارهٔ ۸۶ - صفت یار تیغ زن گفته مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / شهرآشوب / وزن: مفعول مفاعیل فاعلاتن
آهخته چه داری مدام تیغت
ای دوست بگو بر که کینه داری
ماند صنما غمزه و رخت را
تیغ تو به تیزی و آبداری
مریخ شوی چون سلیح پوشی
زهره شوی آنگه که می گساری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و دردهای عاشقانه میپردازد. شاعر از دوستش میپرسد که کینهاش به چه کسی است و اشاره میکند که زیبایی معشوق به تیغ و تیزی اشعارش تشبیه شده است. همچنین بیان میکند که در مواقعی میتواند به مانند مریخ جنگجو باشد یا زهره شود در هنگام خوشی و میگساری. این ابیات تضاد میان جنگ و عشق را به خوبی نمایش میدهند.