شمارهٔ ۱۲۰ میلی
میلی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد
این سیه روز ندانم چه به جانم دارد
عشق پنهان کنم و هر که به سویم نگرد
دل تپد، کاین خبر از سوز نهانم دارد
این چنین پرده برانداز که او را دیدم
عنقریب است که رسوای جهانم دارد
تا نیاید به زبان، آنچه به دل دارم ازو
چشم افسونگر او بسته زبانم دارد
من دلخسته که لب تشنه شمشیر توام
گر همه آب حیات است، زیانم دارد
بس که بیتابیام از عشق خود افزون بیند
تهمت آلود به عشق دگرانم دارد
همچو میلی کندم شهره تقاضای جنون
عشق هرچند که بی نام و نشانم دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و پیچیده عشق اشاره دارد. شاعر از درد و رنجی که ناشی از عشق پنهانش است، صحبت میکند و از شبهای پرآه و فغانش میگوید. او نمیداند که این غم و روزگار سخت تا چه زمانی ادامه دارد. عشقش را پنهان میکند، اما دلش از شدت سوز و گداز خبر دارد. او چهره محبوبش را میبیند و احساس میکند که به زودی رسوا خواهد شد. شاعر به تنگی زبانش اشاره میکند و میگوید که نمیتواند احساساتش را به زبان آورد. او در تشنگی عشق محبوبش به شدت رنج میبرد و حتی به دیگران نیز تهمت عشق میزند. در نهایت، او خود را به عنوان کسی معرفی میکند که به دنبال عشق، حتی بدون نام و نشان، به جنون نزدیک شده است.