غزلیات — دیوان اشعار میلی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۴ — دل که زیاده می کند، قاعده نیاز را
- شمارهٔ ۳ — شب که به بزم خویشتن، دید من خراب را
- شمارهٔ ۵ — سازد خموش تا من حسرت فزوده را
- شمارهٔ ۱ — به چشم مست، ز هستی ربوده ای ما را
- شمارهٔ ۸ — عشق تو برد هوش من غم فزوده را
- شمارهٔ ۷ — می دهد ساقی می نابی که می سوزد مرا
- شمارهٔ ۶ — دلا بیطاقتی کم کن چو شیدا کردهای خود را
- شمارهٔ ۲ — کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟
- شمارهٔ ۱۰ — من بی گناه و یار به کین می کشد مرا
- شمارهٔ ۹ — رفت سوی خانه چون بنمود روی خویش را
- شمارهٔ ۱۲ — دمی که دل تپد، از غم امان دهد ما را
- شمارهٔ ۱۴ — زبس که سوخته داغ جدایی تو مرا
- شمارهٔ ۱۳ — ساعد آن سیمبر سوزد مرا
- شمارهٔ ۱۶ — من کجا، آرزوی وصل دلارام کجا
- شمارهٔ ۱۵ — کدام بت شده رهزن دل چو سنگ ترا
- شمارهٔ ۱۱ — ای از کرشمه رخنه گر جان من بیا
- شمارهٔ ۲۳ — خوش آنکه بپرسی دل دیوانه ما را
- شمارهٔ ۱۷ — به غضب تلخ مکن عیش من مسکین را
- شمارهٔ ۲۲ — رخش توفان حسن و آفت دوران در او پیدا
- شمارهٔ ۲۴ — خوشم کآتش زد امشب آه حسرت محفل ما را
- شمارهٔ ۲۰ — هزار شکوه، گر از یار بوده است مرا
- شمارهٔ ۱۹ — برده از راه، فریبنده نگاه که ترا؟
- شمارهٔ ۲۱ — چشم مستی باز رهزن شد دل دیوانه را
- شمارهٔ ۱۸ — گر بیخودی مجال دهد اضطراب را
- شمارهٔ ۳۰ — شهید عشق تو بیند چو دود آه مرا
- شمارهٔ ۲۸ — ببین کز حیله سازیها ز ره چون می برد ما را
- شمارهٔ ۲۷ — ساقی به جلوه آر، می همچو لاله را
- شمارهٔ ۲۹ — از زلف تو شکوههاست مارا
- شمارهٔ ۳۱ — انگشت اگر زنی به لبم چون پیالهها
- شمارهٔ ۳۲ — بیا ای قاصد از کویش، زغم آزاد کن مارا
- شمارهٔ ۲۶ — دلا رسیده به جایی کمند ناله ما
- شمارهٔ ۲۵ — منم و دل خرابی، به تو می سپارم او را
- شمارهٔ ۳۶ — در ایّام روزه به از روز ما شب
- شمارهٔ ۳۸ — ز من جدایی آن گلعذار نزدیک است
- شمارهٔ ۳۳ — امّید وعدههای تو نو میکند مرا
- شمارهٔ ۳۵ — مشو با روی آتشناک، شبها شمع محفلها
- شمارهٔ ۳۹ — چنین که با تو مرا تاب آشنایی نیست
- شمارهٔ ۴۰ — ز من دمی که گذشتی، شتاب حاجت نیست
- شمارهٔ ۳۷ — دامان ناز برزد وتیغ جفا گرفت
- شمارهٔ ۳۴ — در پا غمت چو صید زبون میکشد مرا
- شمارهٔ ۴۵ — گر نیست فکر قتل منت، قهر بهر چیست
- شمارهٔ ۴۲ — ناصح نصیحت تو به دل جایگیر نیست
- شمارهٔ ۴۶ — تیر غمت که در دل صید زبون شکست
- شمارهٔ ۴۳ — جز خون دل، شراب ندانستهام که چیست
- شمارهٔ ۴۸ — آنکه رشک بت چین است، این است
- شمارهٔ ۴۴ — نالهام را کاش نشناسد که این فریاد کیست
- شمارهٔ ۴۱ — از منع غیر، دوش که خندان گذشت و رفت
- شمارهٔ ۴۷ — شرمندهام که روی دلی چون نمود و رفت
- شمارهٔ ۵۴ — بس که پیشت عاشق از جام حجاب از دست رفت
- شمارهٔ ۵۱ — غافل به من رسید و وفا را بهانه ساخت
- شمارهٔ ۵۲ — میا به پرستش من، چون امید صحت نیست
- شمارهٔ ۵۵ — گشاد مهره دل زین بساط بر طرف است
- شمارهٔ ۴۹ — جفای او من بیتاب را به جا نگذاشت
- شمارهٔ ۵۰ — اگر کسی سبب وصل یار من شده است
- شمارهٔ ۵۶ — در کعبتین عشق تو نقش مراد نیست
- شمارهٔ ۵۳ — وه که بر هر سر ره بیسر و پایی دگر است
- شمارهٔ ۶۳ — به دل امید بهبودی نماندهست
- شمارهٔ ۶۰ — باز تیر مژه بر جان بلاکش زد و رفت
- شمارهٔ ۵۷ — با غیر رسیدیّ و ز غیرت جگرم سوخت
- شمارهٔ ۶۲ — چون صبا راه به خاک من غمناک انداخت
- شمارهٔ ۶۴ — آن غمزه در صف مژهٔ خشمگین نشست
- شمارهٔ ۵۹ — از حریم وصل، مهجورم نمیبایست داشت
- شمارهٔ ۵۸ — دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
- شمارهٔ ۶۱ — ای مرغ دلم فاخته سرو بلندت
- شمارهٔ ۶۵ — آنکه کاری غیر آزار دل زاری نیافت
- شمارهٔ ۶۶ — امشب که گوشه اجلم منزل آمدهست
- شمارهٔ ۶۹ — رقیب بهر چه پیدا به رهگذار تو نیست
- شمارهٔ ۶۸ — گویم چو حال خود به تو، تغییر حال چیست
- شمارهٔ ۶۷ — نه شبنم بر زمین از یاسمین ریخت
- شمارهٔ ۷۰ — ترا با کس هوای همدمی نیست
- شمارهٔ ۷۱ — کجا نظر به من آن شوخ خشمگین انداخت؟
- شمارهٔ ۷۲ — چمن کز گل و غنچه بویی نداشت
- شمارهٔ ۷۶ — چو دل فتاد ز پا، غمزهاش ز کین برخاست
- شمارهٔ ۸۰ — بر سر مژگان هجوم اشک گلگون من است
- شمارهٔ ۷۵ — پروانه گر ز خلق نهان درد و داغ داشت
- شمارهٔ ۷۳ — گلگون قبای من که بر ابرش برآمدهست
- شمارهٔ ۷۸ — در پهلوی اغیار به هر سو نظری داشت
- شمارهٔ ۷۷ — گذشت دور گل و یار سوی باغ نرفت
- شمارهٔ ۷۴ — هر لحظه دلم شکوه ز بدخوی دگر داشت
- شمارهٔ ۷۹ — حیا گر ز عاشق به غایت خوش است
- شمارهٔ ۸۱ — ای دل اندر آتش غم، آه دردآلود چیست
- شمارهٔ ۸۲ — بگشا کمند زلف که دل دردمند توست
- شمارهٔ ۸۵ — زپا فتادهام و سر بر آستانه اوست
- شمارهٔ ۸۸ — عشّاق که ترک ره دلدار گرفتند
- شمارهٔ ۸۴ — به خون من چه گواهی دهی ز روی ارادت
- شمارهٔ ۸۶ — حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
- شمارهٔ ۸۳ — گر یار به سوی دیگران رفت
- شمارهٔ ۸۷ — نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگردد
- شمارهٔ ۹۳ — چو مرا به بزم بیند، زمیان کنار گیرد
- شمارهٔ ۹۱ — دوش در بزم که لبهایت شرابآلوده بود؟
- شمارهٔ ۹۶ — زان جفاپیشه، کسانیکه خبر میآرند
- شمارهٔ ۹۲ — رازم فسانه از نگه عاشقانه شد
- شمارهٔ ۹۴ — شب، خواب پی به حال خرابم نمیبرد
- شمارهٔ ۹۵ — ز بس که شوق مرا برقرار نگذارد
- شمارهٔ ۸۹ — چو یار از من رمید، آرام جان من که خواهد شد؟
- شمارهٔ ۹۰ — کو بخت آنکه یار شکایت ز من کند
- شمارهٔ ۱۰۰ — شب شوق بزم او رگ جانم گرفته بود
- شمارهٔ ۹۷ — افغان که مرا همنفسان وانگذارند
- شمارهٔ ۹۹ — تلخکام غم او، درد و دوا نشناسد
- شمارهٔ ۱۰۱ — خوبان در آزمودن ما صد جفا کنند
- شمارهٔ ۱۰۲ — نیم بسمل شدم از غمزه خودکامی چند
- شمارهٔ ۱۰۳ — چند یارب غم دل در پی جان خواهد بود
- شمارهٔ ۱۰۴ — گر چنین خون دل از دیده دمادم گذرد
- شمارهٔ ۹۸ — بس که قاصد را بیازارد چو نام من برد
- شمارهٔ ۱۰۹ — نا کرده کار دلبر من دل به کین نهاد
- شمارهٔ ۱۱۰ — چون دیدیام، نظر به زمین دوختن چه بود
- شمارهٔ ۱۰۸ — لبت در خنده با من، وز نگاهت جنگ میبارد
- شمارهٔ ۱۱۱ — آن جفا پیشه که آیین وفا نشناسد
- شمارهٔ ۱۰۵ — دعای عمر به این صید مبتلا چه کند
- شمارهٔ ۱۰۷ — مستی از لعل شراب آلود او معلوم شد
- شمارهٔ ۱۱۲ — دوش ازان شعله که در جان من سوخته بود
- شمارهٔ ۱۰۶ — بس که در خاطر قرار بیوفایی میدهد
- شمارهٔ ۱۱۸ — بس که خواهد به من آن عربدهگر ننشیند
- شمارهٔ ۱۲۰ — دل به جان شب همه شب ز آه و فغانم دارد
- شمارهٔ ۱۱۹ — سرگران دوش گذشتن زمن زار چه بود
- شمارهٔ ۱۱۳ — جفا کشی که ز بزم تو خوار برخیزد
- شمارهٔ ۱۱۵ — هر دشمنیی که بخت بد کرد
- شمارهٔ ۱۱۷ — چو همرهی به من آن سرو خوشخرام کند
- شمارهٔ ۱۱۴ — ز جراحت تو ذوقی دل بیقرار دارد
- شمارهٔ ۱۱۶ — آن نیست که دل به جا نشیند
- شمارهٔ ۱۲۷ — بس که در دل کار، پیکان خدنگ یار کرد
- شمارهٔ ۱۲۸ — باز مژگان ترم نوباوه خوناب کرد
- شمارهٔ ۱۲۳ — چون شدم بسمل، به دستم دامن قاتل نماند
- شمارهٔ ۱۲۵ — زان زهر چشم، بس که دلم تلخکام شد
- شمارهٔ ۱۲۶ — ز نیازمندی من، گرش احتراز باشد
- شمارهٔ ۱۲۲ — تا دمی دامان وصلش دست شوقم سر دهد
- شمارهٔ ۱۲۱ — ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
- شمارهٔ ۱۲۴ — چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد