شمارهٔ ۱۲۴ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چنان ز بیم رقیبان نظر به ره دارد
که یک زمان نتواند مرا نگهدارد
حذر کنید ازان چشم، کاین همان چشم است
که روزگار مرا این چنین سیه دارد
به صد گنه کنم اقرار، تا نداند غیر
که قصد جان من آن شوخ، بیگنه دارد
ببین نهایت شوقم که با هزار جفا
تو اندم که تسلّی به یک نگهدارد
دلا ز دور به حسرت نگاه کن که رقیب
ازو جدا شده و رو به وعدهگه دارد
شهی که لشکر دلها از اوست، بیباکیست
که از غرور کجا چشم بر سپه دارد
ز حدّ شوق من امشب زیاده است مگر؟
که مدّعی نظر آرزو به ره دارد
شکست توبه میلی به دست مغبچهای
که صد خجالت ازو پیر خانقه دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ترس از رقبای معشوق است. شاعر میگوید که به خاطر نگرانی از رقیبان، نمیتواند آرام بگیرد و چشمان معشوق او را به شدت تحت تأثیر قرار دادهاند. او با صراحت به گناهانی که مرتکب شده اشاره میکند، تا نشان دهد چقدر به معشوق وابسته است و از خود تسلیم شدن را به خاطر نگاه او میپذیرد. همچنین، شاعر به حسرتی که از دوری معشوق دارد اشاره میکند و تصریح میکند که عاشق تنها با یاد معشوق زندگی میکند. او در نهایت، شدت شوق و اشتیاق خود را بروز میدهد و به شکستی که در توبهاش به خاطر محبت به معشوق به وجود آمده اشاره میکند.