شمارهٔ ۱۲۱ میلی
میلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز بس کان سست پیمان در حق من بدگمان باشد
عجب دانم که دیگر در مقام امتحان باشد
دل خود را به کینم داده آن نامهربان عادت
به آن غایت که بعد از آشتی هم سرگران باشد
مرا در بزم سازد هر زمان از وعدهای خوشدل
ولی چون بنگری، روی سخن با دیگران باشد
درین بیاعتباریها، به این مقدار خرسندم
که در بزم رقیبان رفتنش، از من نهان باشد
ز کویت گر سفر کردم، مرنج از من که چون میلی
تمنّایم همان، شوقم همان، عشقم همان باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به احساس ناامیدی و بیاعتمادی نسبت به معشوقش اشاره میکند. او از سستپیمانی معشوق در حق خود شگفتزده است و میداند که این رابطه بار دیگر آزمایش خواهد شد. دلش درگیر کینهای از معشوق شده و حتی بعد از آشتی نیز این کینه در دلش باقی است. معشوق همیشه در مجالس دیگران خوشرو و خوشدل است، اما زمانی که نوبت به او میرسد، توجهی نشان نمیدهد. شاعر در این بیاعتباریها تنها به این نکته دلخوش است که راز و رمز رفتن معشوق از او پنهان است. اگرچه او از کوی معشوق دور شده، اما عشق و شوقش تغییر نکرده و همچنان در دل اوست.