نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ میلی

میلی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کو فریب وعده ای، جان بلااندوز را؟

تا به شغل انتظارش بگذرانم روز را

چون کنی دورم، نگاهی کن که بهر احتیاط

رشته می بندند برپا، مرغ دست آموز را

سینه‌ام را چاک کن ای عشق با تیغ جنون

وز سر من باز کن عقل گریبان‌دوز را

دود برخیزد ز جانم، آتش افتد در دلم

یک نفس گر باز دارم آه عالم سوز را

از فریب وعده فردا،تسلی کی شوم؟

چون به یاد آرم خلاف وعده امروز را

برق خرمن سوز غیرت، در دل میلی فتد

گر ببیند خوش به غیر، آن شمع بزم افروز را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و فریب وعده‌ها می‌پردازد. شاعر از وعده‌های جان‌ستیز صحبت می‌کند و ابراز می‌کند که چگونه این وعده‌ها باعث انتظار و تحمل درد در او می‌شود. او درخواست دارد که عشقش با شوق و جنون او را بیازارد و به او کمک کند تا از قید عقل رها شود. همچنین، شاعر از درد ناشی از جدایی یاد می‌کند و به یادآوری وعده‌های شکسته، احساس ناامیدی می‌کند. در نهایت، او به غیرت و حسادت اشاره دارد و ابراز احساساتی عمیق و پیچیده نسبت به عشق و وفاداری می‌کند.